هديه هديه ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 17 روز سن داره

هديه خانم، مغز بادوم

براي داداش داوود عزيز

عزيزم  دختر نازنينم از بين تمام عكسهايي كه تا حالا از تو گرفتم داداش داوود از اين يكي خوشش اومده منم امروز فقط به خاطر اون كه برام خيلي عزيزه اين عكس رو اينجا ميذارم دختر مامان الان خوابيدي اميدوارم خوابهاي خوب ببيني     ...
27 بهمن 1390

آب و خاك نياكان

دختر نازنينم اين چهارمين بار كه به ييلاق خانواده پدري رفتي  جايي كه پدرت بي اندازه اونو دوست داره و اميدوار كه تو هم روزي دوست داشته باشي عزيزم ريشه ها مهم هستن اينكه از كجا اومدي و از چه خانواده اي هستي مهمه اما مامان هميشه دوست داره بدوني كه قبل از ريشه ادم ها اين وجود اونهاست كه با ارزشه عزيزم بابايي و ماماني عاشقت هستن.          ...
27 بهمن 1390

اسم

سلام نازنین مامان دختر گلم امروز ٤ ماه و ١٠ روزت شده همه میگن از امروز به بعد کلی بزرگ میشی،کلی خانم میشی،کلی می فهمی و عاقل میشی کوچولوی خوشگلم مهم نیست چقدر طول بکشه اما از امروز تا ابد منتظر میمونم تا بگی مامان جون بابایی هم اینجا ایستاده و میگه بگو الان توی بغل منه عزیزم امروز تازه به این نتیجه رسیدم که مهم نیست که اسمت چی باشه و چقدر قشنگ باشه آدام هایی که دوست دارن هر کدوم تو رو با دلشون صدا میزنن مثل خودم که بهت میگم جوجولو یا بابایی که صدات میزنه بابا جان من و بابا سعید که میگه بالام و مامان اکرم که فقط میگه جانم مامان  دایی جونت که میگه داییییی تازه زهرا جونم بهت میگه هدیده ...
27 بهمن 1390

مهموني

عزيز دلم چند روزه كه خونه مامان اكرم مهمون هستيم اينجا همه به ديدنت ميان و از بازي با تو لذت مي برن عزيزترينم مادرجون ربابه كلي برات سوغات آورده ازهمه بيشتر براي تو خريد كرده نازنينم اين روزها براي مامان شيرينتر از بقيه روزهاست اميدوارم تو هم لذتي رو كه مامان از بودن در كنار خانوادش ميبره با تمام وجود درك كني
27 بهمن 1390

زندگي

دختر نازنينم  تولد تو خوشبختي مامان و بابا رو هزار برابر كرد  تحمل سختي ها با ورود تو  صد بار ساده تر از قبل شد. دختر نازم ديدن صورت تو مامان رو به روزهاي خوب كودكي مي بره به لحظات شيرين خوابيدن در اغوش مادر به لالايي خوندن مامان اكرم كه البته هميشه خصوصا اين مدت كه تو به دنيا اومدي از جون خودش براي ما خرج مي كنه دختر نازم مامان اكرم خورشي گرما بخش زندگي مامان و بابا سعيد ماه ارامش بخش اونه اميدوارم وقتي بزرگ شدي تو هم نسبت به من و بابا همين حس رو داشته باشي  مامان دوست داره تا ابد.    ...
27 بهمن 1390

لالايي

لالا لالا گلم لا لا عزيز و خوشگلم لالا  لالا لالا گل زيره دختر من بخواب ديره لالا لالا گل ريحون دختر من شده شيطون لالا لالا گل نازي دختر من رفته بازي لالا لالا گل پسته دختر من نشي خسته لالا لالا گل سنجد دختر من رفته مسجد لالا لالا گل بادوم دختر من شده خانوم لالا لالا گل لاله دختر من سر كاره لالا لالا گل زيتون دختر من نشي حيرون لالا لالا گل پونه دختر من بمون خونه اينم لالايي كه مامان واسه دخترش مي خونه پيش پيش پيش پيش  ...
27 بهمن 1390

صحبت با فرشته ها

دختر گلم امروز يك هفته شده كه صداهايي كه گه گاه از زبونت جاري مي شد به خودش شكل قشنگي گرفته در ست مثل اينكه داري با كسي صحبت مي كني نازنينم توي هر كتاب و مقاله اي كه خوندم نوشته كه اين صداها فقط يه تقليد بي معنا از صداهاي اطراف و تو هيچ منظوري از بيان اونها نداري اما عزيزم من اون قصه كه مي گه تو  هنوز يه فرشته هستي و روحت اونقدر پاكه كه فرشته هاي ديگه به ديدنت ميان رو بيشتر دوست دارم همون كه مي گه تو الان داري با فرشته به زبون خودشون صحبت مي كني      مامان عاشقت  ...
27 بهمن 1390

تب

نازنينم  ببخش اگر چند روزي هيچي ننوشتم اما عزيز دلم نگران سلامتي خودت بودم چند روز كه تب داري و آزمايش ها همه سالم هستن دختركم مامان نمي دونه بايد چه كار كنه همه دكتر ها فقط استامينوفن تجويز مي كنن مامان و بابا درمونده شدن خدا خودش بايد كمكشون كنه براي سلامتيت شب و روز دعا مي كنم    ...
27 بهمن 1390

دوستي

د ختر قشنگم  هديه نازنينم دوست داشتن ديگران بخشي از زندگي ما آدم هاست ما در كنار هم زندگي مي كنيم با هم دوست مي شيم و تجربيات زندگيمون رو با هم تقسيم ميكنيم  الان چند روز كه تو با عكس خودت توي آيينه بازي مي كني عزيز دلم من خوب مي دونم كه تو هنوز تصوري از خودت و تصويرت در آيينه نداري اما همين كه مي بينم به راحتي با كودك توي آيينه ارتباط برقرار مي كني براي من لذت بخشه. شيرينم من و بابا همه روزها و شبها بعد از تولد تو بي خوابي رو تحمل كرديم براي گريه هاي تو اشك ريختيم و براي لبخندت خدا رو شكر كرديم دختر قشنگم تو اميد بابا و مامان هستي و ما اميدواريم  روزي با ما هم مثل عكس توي آيينه دوست باشي و در...
27 بهمن 1390